خانه -> لغات 504 -> Numb-504-2-6

Numb-504-2-6

Numb

لغت ششم از درس ۲ کتاب ۵۰۴

 

Numb / nʌm/
Without the power of feeling; deadened

بدون قدرت احساس، کرخت

 

My fingers quickly became numb in the frigid room.

  انگشتانم در اتاق خیلی سرد به سرعت بی حس شدند.

 

numb feeling came over Mr.Massey as he read the telegram.

  وقتی که آقای «ماسی» تلگراف را خواند، بی حسی بر او فائق شد.

 

When the nurse stuck a pin in my numb leg,I felt nothing.

  زمانی که پرستار سنجاقی را در پای بی حس من فرو کرد، هیچ چیز احساس نکردم

 

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

 

کدینگ۱: نامب = بامب ! صدای انفجار باعث شد یه مدت گوشم بی حس بشه !
کدینگ۲: یه تن بار اومد رو انگشت نامبر وان من، از درد بی حس شدم.
کدینگ۳: یه دارو به اسم نامب هست اگه بخوری کاملا بی حس می شی .

۲ دیدگاهها

  1. سلام
    تلفظ numbبا inhabit جابجا شده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*